پلیس اکثر اوقات ناپدید شدگان را به چند دسته تقسیم میکند. گروهی که خودشان میخواهند ناپدید شوند آنها برای زندگی بهتر و یا فرار از موقعیتی حاد ترجیح می دهند کسی پیدایشان نکند. افرادی که طی حادثه ای کشته شده جسدشان دیر یا زود پیدا میشود و در آخر که مهم ترینشان است افرادی که ربوده میشوند. و به احتمال قوی به قتل می رسند. اما داستان امروز ما کمی با موارد فوق متفاوت است. این پنج مورد ناپدید شده جز عجیب ترین گمشده گان صد سال اخیر هستند. در دست پلیس هیچ سرنخی از آنها وجود ندارد و داستان ناپدید شدنشان شبیه باقی گمشدگان نیست. این افراد رسما از صفحه روزگار محو شده اند.
۹ فوریه ۲۰۰۴ دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه ماساچوست مورا به استادان دانشگاه و رئیس اش ایمیل می زند و ادعا میکند به دلیل فوت یکی از افراد خانواده اش مجبور است به شهرش باز گردد. ( کمی بعد مشخص میشود چنین چیزی نبوده و کسی از خانواده اش فوت نکرده است) همان شب نزدیک نیو همپشایر خودروی مورا به درختی برخورد میکند این دومین تصادف او در چند روز اخیر بوده است. اتوبوسی از نزدیکی محل حادثه می گذرد راننده اتوبوس به مورا پیشنهاد میدهد با پلیس تماس بگیرد. مورا مخالفت میکند. راننده اتوبوس با وجود مخالفت مورا چند دقیقه بعد با پلیس تماس گرفته تصادف را گزارش می دهد. اما با آمدن پلیس اثری از مورا یافت نمیشود. در محل حادثه هیچ اثری از درگیری و یا جای پا وجود ندارد. تنها یک راه باقی می ماند و آنهم این است مورا سوار خودرو های گذری شده از محل دور شده است. روز بعد نامزد مورا ادعا میکند پیام صوتی عجیبی از او دریافت کرده است. پیام حاوی کلام نیست فقط صدای هق هق گریه بی امان یک زن است. با وجود آنکه رفتار مورا چند روز قبل از ناپدید شدنش عجیب بوده ولی خانواده باور دارد که او به میل خودش ناپدید نشده است. با گذشت ۱۲ سال هیچ سر نخی از او بدست نیامده است.
مایکل ۱۸ ساله در ۱۰ دسامبر ۱۹۹۹ تا ساعت چهار صبح همراه دوستش مشغول بازی کامپیوتری بود. ساعت ۹ صبح هم اتاقی مایکل از خواب بیدار شد اما اثری از مرد جوان نیافت. او کلید و کیف پول و تمام لوازم شخصی اش را در اتاق جا گذاشته بود. هیچکس او را هنگام خارج شدن ندیده بود. حتی عجیب تر اینکه کفش هایش در اتاق بود. سگ های پلیس بوی مایکل را چند کیلومتر دور تر از خوابگاه دانشگاه حس کردند اما با رسیدن به ایستگاه اتوبوس بوی مایکل هم از بین رفت. چرا او چند کیلومتر را با پای برهنه بدون همراه داشتن پول و یا لباس طی کرده بود. تنها یک فرد مورد سو ظن قرار داشت مرد مجهولی که ساعت ۴.۴۵ دقیقه صبح در خوابگاه دانشگاه مشاهده شده بود ولی هیچگاه هویت آن مرد مشخص نشد. آیا آن مرد ناشناس با این موضوع در ارتباط بوده است یا خیر، و تا امروز اثری از آن مرد مرموز و مایکل بدست نیامده است.
۱۸ جولای ۲۰۰۷ باربارای ۵۵ ساله همراه دوستش حادثه عجیبی را رقم زد. دوست باربارا برای دیدنش از کالیفرنیا آمده بود. او و جیم تصمیم گرفتند برای کمی تفریح به کوه نوردی بروند. در نقطه ای که رفت آمد خرس ها هشدار داده شده بود. جیم برای لذت بردن از منظره توقف کرد. او از باربارا ۵ الی ۶ متر هم جلوتر بود. جیم کمتر از یک دقیقه به عقب نگریسته بود و باربارا با فاصله کمی از او قرار داشت و این دوباره نگاه کردن بنا به ادعای جیم کمتر از یک دقیقه بعد تکرار شد ولی اثری از باربارا نیافت. جیم به سرعت به پلیس و امداد نجات اطلاع داد و برای یافتن باربارا منطقه وسیعی با دقت تمام جستجو شد. وقتی به داستان جیم نگاه میکنیم چندان قابل قبول به نظر نمیرسد. اما کمک های او و تلاشش برای یافتن باربارا و نبود هیچگونه سرنخ و اثر جرم او را از اتهام به قتل رساندن باربارا مبرا می کند. با گذشت سالها هنوز هیچ اثری از باربارا بدست نیامده است.
یکی از مشهور ترین داستان های ناپدید شدن انسانها در تاریخ بریتانیا بی شک مورد ناپدید شدن دختر ۱۳ ساله در ۸ آوریل ۱۹۶۹ است. آوریل فاب برای رفتن به مدرسه همراه عمویش از خانه خارج شد. دختر جوان سوار دوچرخه اش شد و باقی راه را به تنهایی طی کرد. ساعت ۲:۰۶ دقیقه عصر توسط یک راننده کامیون وقتی سوار بر دوچرخه اش بود در یک جاده قدیمی دیده شد. که به سمت پایین جاده رکاب می زد. ۶ دقیقه بعد دوچرخه اش به صورت خوابیده وسط خیابان توسط کارگران راه سازی پیدا شد. ولی هیچ اثری از آوریل بدست نیامد. اولین احتمال دزدیده شدن دختر بود که به ذهن پلیس و خانواده اش رسید. فقط رباینده یا ربایندگان تنها ۶ دقیقه برای دزدیدن دخترک زمان داشتند که آنهم بدون دیده شدن او را دزدیده از منطقه دور شوند. که زمان بسیار کمی بود. برای یافتن آوریل جستجوها آغاز شد اما هیچ اثری از او نیافتند. با وقوع مورد مشابهی در ۱۹۷۸ و ناپدید شدن دختری به نام جنت تات پای قاتل سریالی کودکان رابرت بلک به قضیه باز شد. اما بعد از تحقیقات بسیار مشخص شد او ارتباطی به ناپدید شدن آوریل نداشته است. پرونده دختر جوان بدون آنکه حل شود مختومه اعلام شد.
برایان ۲۷ ساله و دانشجوی پزشکی بود. او در اول آوریل ۲۰۰۶ در کافه ای که همراه دوستانش برای تفریح رفته بود بین ساعت ۱:۳۰ الی ۲:۰۰ صبح ناپدید شد. مرد جوان نوشیدنی زیادی مصرف کرده و آخرین بار همراه دو زن جوان دیده شد. ولی بعد از آن هیچ اثری از او بدست نیامد. در فیلم دوربین های مدار بسته کافه او هنگام خروج دیده نشده است. برایان بنا به ادعای خانواده و دوستان فردی نبود که بخواهد ناگهان ناپدید شود او در دانشگاه دانشجوی موفقی بود و همراه نامزدش برای تعطیلات نقشه های زیادی کشیده بود. اگر برایان توسط افرادی به قتل رسیده است جسدش چگونه از کافه خارج شد. و چطور هیچکس قاتلان و حتی جسد او را ندید. و حتی در فیلم های دوربین های مدار بسته اثری از او یافت نشد.
برچسب:
نویسنده: پندار جعفری