خرید بک لینک

نگاهی به فصل اول سریال خاطرات خون آشام

خاطرات خون آشام

مروری بر فصل اول سریال خاطرات خون آشام (The Vampire Diaries)

معرفی کوتاه سریال خاطرات خون آشام

النا گیلبرت خاطرات خون آشام

در میان حجم عظیم ماجراهای کلیشه ای درباره خون آشام ها، خاطرات خون آشام را می توان یک داستان عاشقانه گوتیک خوب به سبک قدیمی دانست.

سریال خاطرات خون آشام، که بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده است، داستان النا را نقل می کند. النا قهرمان داستان است که توجه و علاقه دو برادر خون آشام را به خود جلب می کند. النا گیلبرت (Elena Gilbert) هفده ساله و برادر پانزده ساله اش، جرمی (Jeremy)، با وجود گذشت چهار ماه از تصادفی که باعث مرگ پدر و مادرشان شد، نتوانسته اند با اندوه از دست دادن آنان کنار بیایند و به زندگی عادی خود بازگردند. النا همیشه دانش آموز درخشانی بوده؛ زیبا، محبوب و علاقه مند به مدرسه و دوستان. اما حالا احساس می کند که نمی تواند سوگواری و غم خود را از دید دیگران پنهان کند.

استفن سالواتور

با شروع سال تحصیلی جدید، یک دانش آموز تازه وارد خوش تیپ و مرموز به نام استفن سالواتور (Stefan Salvatore)، توجه النا و دوستانش را به خود جلب می کند. استفن و النا بلافاصله به یکدیگر علاقه مند می شوند. ولی النا نمی داند استفن یک خون آشام (Vampire) چند صد ساله است که می کوشد در صلح و آرامش در کنار انسان ها زندگی کند؛ درست بر خلاف برادر شرورش دیمن (Damon)، که تجسم حقیقی خشونت و بی رحمی خون آشام ها است. حال این دو برادر خون آشام - یکی نیک و دیگری اهریمنی -بر سر به دست آوردن روج النا و تسلط بر دوستان، خانواده او و تمام ساکنان شهر کوچک میستیک فالز (Mystic Falls) در ویرجینیا با یکدیگر در جنگ و ستیز اند.

تحلیل خاطرات خون آشام

وقتی استفنی میر (Stephenie Meyer) چند سال پیش با نخستین سری از کتاب های خود گرگ و میش (Twilight) یک موج عظیم مشابه تایتانیک در فرهنگ عامه به وجود آورد، ال. جی اسمیث (L. J. Smith) احتمالاً بر بخت بد خود لعنت فرستاد، چرا که خانم اسمیث مدت ها پیش در سال ۱۹۹۱ نوشتن یک مجموعه کتاب مخصوص نوجوانان با نام خاطرات خون آشام را آغاز کرده بود. خاطرات خون اشام، داستان یک خون آشام نوجوان غمگین اما نیک اندیش، و علاقه شدید وی به یک دختر دبیرستانی زیبا در شهری کوچک را روایت می کند. این داستان، هم از نظر کلی و هم از لحاظ جزئیات و شیوه پرداخت، در واقع اساس کتاب گرگ و میش است: کتابی که به تولید فیلم، ایجاد یک موج فرهنگی، و سایت های بی شمار طرفداران انجامید و شهرت و محبوبیت نویسنده ای را به حد جی. کی. رولینگ (J. K. Rowling) رساند.

البته نباید از نظر دور داشت که بدون موفقیت اخیر گرگ و میش و ایجاد اشتیاق سیری ناپذیر مردم نسبت به خون آشام های اسرارآمیز، خاطرات خون آشام شاید هرگز به تلویزیون راه نمی یافت. پخش سریال خاطرات خون آشام در سپتامبر ۲۰۰۹ از کانال CW آغاز گردید، و طرفداران بسیاری به خود جلب کرد. طرفدارانی که در حسرت ترکیبی از خطر، داستان عاشقانه و جذابیت بی نهایت هستند. خاطرات خون آشام به نحوی رضایت بخش، به تلویزیون راه یافته، جهانی دیگر برای ذهن جوانان می گشاید که در آن خوردن خون، استعاره ای است از مجموعه ای گسترده از ترس ها و آمال و آرزوها.

سریال خاطرات خون آشام به تهیه کنندگی کوین ویلیامسون (Kevin Williamson)، که آثاری همچون <<جیغ>> (Scream) و <<رودخانه داوسون>> (Dawsonrsquo;s Creek) را در کارنامه خود دارد، از زیبایی های بصری <<گرگ و میش>> وام گرفته است. مه غلیظ و تصاویر وهم انگیز نیز تأثیر به فضای غریب و تیره و تار داستان می افزایند.

النا و استفن خاطرات خون آشام

قهرمان داستان، النا گیلبرت (با بازی نینا دوبرو Nina Dobrev)، یک دانش آموز دبیرستانی با چهره ای زیبا و معصوم در دبیرستان شهر میستیک فالز است که پدر و مادرش بهار سال گذشته در یک تصادف رانندگی کشته شده اند و او حالا با خاله حواس پرتش که دانشجو است و برادر معتادی که درگیر علاقه ای یک طرفه به یک دختر معتاد دیگر است، زندگی می کند.

النا غم و ناراحتی خود را با نوشتن در دفتر خاطرات اش و رفتن به سر خاک پدر و مادرش تسکین می دهد. در روز اول مدرسه، نظر بانی (Boie)، دوست النا، به یک دانش آموز تازه وارد خوش تیپ جلب می شود. این فرد استفن سالواتور است که با ظاهر رویایی و درون گرای خود برای دخترها جذابیت زیادی دارد. اما چشم استفن در این میان به دنبال النا است.

استفن خون آشام

النا در گورستان به استفن (با بازی پل ویسلی Paul Wesley)، که ظاهر رمانتیک و اسرارآمیزی دارد و در کلاس استعداد عجیبی در زمینه تاریخ بروز می دهد، بر می خورد و طولی نمی کشد که جلب او می شود. استفن به طور حیرت برانگیزی آرام است و تنها وقتی خون می بیند به هیجان می آید و ممکن است نتواند جلوی تغییر خلق و خوی خود به یک شکارچی درنده و بزرگ شدن دندان های نیشش را بگیرد.

کاترین خاطرات خون آشام

استفن، این خون آشام مخفی و رمزآلود، اطلاعات تاریخی خود را از کتاب های تاریخ نگرفته است، بلکه تمام آن ها را شخصاً به یاد دارد. در دهه ۱۸۶۰، او عاشق زنی به نام کاترین (Katherine) می شود. کاترین شباهت عجیبی به کاترین دارد و می توان النا را همزاد او در نظر گرفت. بعدها چنین روایت می شود که در سال ۱۸۶۴، وقتی استفن ۱۶ ساله بوده، کاترین خون آشام با مکیدن خون استفن و طی مراحلی دیگر، او را به خون آشام تبدیل کرده است. استفن و النا پیوندی عمیق با یکدیگر برقرار می کنند، به خصوص که استفن هم یتیم است و در ضمن عادت دارد خاطراتش را بنویسد. اما خوشی آنان دیری نمی پاید و برادر شرور استفن به نام دیمن (با بازی ایان سامرهالدر Ian Somerhalder) مشکل آفرین می شود.

دیمن و استفن در خاطرات خون آشام

دیمن که برادرش را به خاطر نخوردن خون انسان تحقیر می کند و احساساتی پیچیده نسبت به النا دارد، هر آنچه در توان خود دارد انجام می دهد تا او را از میدان به در کند. او با فریاد به استفن که می کوشد جایی برای خود در میستیک فالز بیابد می گوید: <<قسم خورده ام که تا ابد اجازه ندهم آب خوش از گلویت پایین برود، و به قسم خود وفادار خواهم ماند>>.

ادوارد کالن و استفن سالواتور

استفن نیز مانند ادوارد کالن (Edward Cullen) در گرگ و میش، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا از خون انسان تغذیه نکند. خون آشام های مهربان تر در حسرت انسانیت از دست رفته خود هستند. این موجودات به ظاهر خوشبخت، به واسطه خون آشام بودن رویای جاودانگی را در چنگ دارند و تا ابد جوان خواهند ماند. آنان صاحب نیروی کنترل ذهن هستند و قدرت های ماوراء طبیعی شان رشک برانگیز است. آنچه که خون آشام ها دارند آرزوی بسیاری از انسان ها است. با این حال، آنان ترحم برانگیز نیز هستند، زیرا آرزوی رابطه ی رمانتیک و عاشقانه ای را دارند تا با آن روح خود را تازه کنند. بر خلاف خون آشام های وحشی، عطش خون آشام های دلرحم به عشق، بیشتر از عطش آنان برای خون است.

ولی دیمن از حمله کردن به انسان ها و تغذیه از خون آنان ابایی ندارد. چنین شخصیتی علی رغم بی رحمی اش می تواند در دل مخاطبان داستان های خون آشام جا خوش کند. بله، سیمای تراژیک خون اشام با احساس خالی از لطف نیست، ولی گاهی خسته کننده می شود. به همین دلیل است که اگرچه ما استفن را به دلیل ویژگی های اخلاقی اش می ستاییم، اما شرارت دیمن را نیز درک می کنیم و بر او خرده نمی گیریم.

دیمن استفن النا خاطرات خون آشام

شاید در نگاه نخست این طور به نظر برسد که <<خاطرات خون آشام>> کمتر از <<گرگ و میش>> به دنبال دادن درس های اخلاقی است، اما حقیقت این است که خاطرات خون آشام پیام های اخلاقی خود را به شیوه زیرکانه تر و ظریف تری منتقل می کند. مثلاً این که رابطه جنسی بی قیدانه می تواند از نظر عاطفی مخرب باشد، یا مقاومت کردن و ریاضت کشیدن باعث قوی شدن شخصیت می شود. همچنان که النا به برادر معتادش می گوید <<من همیشه سر و کله ام پیدا خواهد شد تا خماری ات را به کامت تلخ کنم!>>

برگردان و ویرایش: شگفتیها دات کام

منابع:

https://kirrupt.com/tv/show/the-vampire-diaries

http://articles.latimes.com/2009/sep/10/entertainment/et-vampire-review10

http://www.nydailynews.com/entertainment/tv-movies/cw-vampire-diaries-lands-space-twilight-true-blood-article-1.403000

http://www.boston.com/ae/tv/articles/2009/09/10/vampire_diaries_opens_a_new_vein_of_angst_and_fangs/

http://www.post-gazette.com/stories/ae/tv-radio/vampire-diaries-entertaining-for-teens-357071/

http://www.slate.com/articles/arts/television/2009/09/the_vampire_diaries.html

برچسب: نویسنده: پندار جعفری تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 3:46

صفحه بندی